اندر وقایع مرداد ماه
مرداد ماه مصادف با رمضان ماه رحمت خداوند بود و مهمونی افطاری با حضور تو پسر گلم (امسال دومین سال مهمونی افطاری مامان و بابا با حضور پسر نازشونه )برگزار شد
بابا تو مهمونی خیلی به مامانی کمک کرد و ما هم کلی ازش ممنونیم بابا علی مهربون دوستت داریم تو فوق العاده ای و اما افطاری
هنر مامان لیلا ....

که با زحمتهای بابایی تکمیل شد

اینم خلاصه ای از سفره افطار (اینا برا اینه وقتی من و بابایی پیر شدیم و نتونستیم نیمرو هم درست کنیم نگی از اول هیچی بلد نبودین هه ههه هه ه ههه هه ه هه )






تو پسر خوشگل مامانم کلی بازی کردی آخه پسر عسل مامان بعد از یک سالگیش مرد شده
مرد کوچک زندگیم عاشقتم

آروین جونم تولد بابا جون و خاله الهام هم تو مرداد ماهه
پنچم مردادماه شام خونه مامان جون اینا مهمون بودیم عصر تو خونه بودیم یهو در زدند بابا جون رفت پشت در و وقتی برگشت دیدیم بابا جون یه کیک تو دستش اومد تو، بازش که کردیم دیدیم برا تولد بابا جون از طرف شرکت یه کیک با یه کارت هدیه و کارت تبریک فرستاده شده خیلی سورپرایز شدیم
عجب ایده ای ...
بابا جون تولدت مبارک


دایی هم کلی باهات بازی کرد

روز نوزدهم مرداد هم تولد خاله بود ما رفتیم و یه کیک خوشگل و خوشمزه از طرف تو پسر گلم برا خاله گرفتیم



خاله جون ١٢٠ ساله بشی تولدت مبارک


اندر وقایع مرداد ماه
